پرش لینک ها
قانون مدیریت داده‌ها و اطلاعات ملی در ایران؛ قواعد تازه طراحی سامانه‌های دولتی | تدبیرنگر

قانون مدیریت داده‌ها و اطلاعات ملی در ایران؛ قواعد تازه طراحی سامانه‌های دولتی

سال‌ها توسعه دولت الکترونیکی عمدتاً بر یک هدف متمرکز بود: هر دستگاه خدمات خود را از شکل کاغذی و حضوری به سامانه‌های الکترونیکی منتقل کند. نتیجه این مسیر، ایجاد تعداد زیادی سامانه و پایگاه اطلاعاتی بود که هرکدام وظیفه مشخصی را انجام می‌دادند؛ اما مسئله مهم‌تری به‌تدریج آشکار شد: اگر این سامانه‌ها نتوانند داده را با یکدیگر مبادله کنند، دیجیتالی‌شدن الزاماً به معنای شکل‌گیری دولت هوشمند نیست.

«قانون مدیریت داده‌ها و اطلاعات ملی» که در سال ۱۴۰۱ به تصویب رسید، تلاش می‌کند بخشی از این مسئله را در سطح حقوقی حل کند. این قانون فقط درباره نحوه ذخیره اطلاعات نیست؛ از تولید و نگهداری داده تا پردازش، دسترسی، یکپارچه‌سازی، امنیت و به‌ویژه تبادل داده میان دستگاه‌ها را در یک چارچوب ملی قرار می‌دهد.

از منظر طراحی سامانه نیز پیام مهمی در این قانون وجود دارد: سامانه دولتی را دیگر نمی‌توان صرفاً یک نرم‌افزار مستقل دید که داده‌های موردنیاز خود را جمع‌آوری و در پایگاه اختصاصی خود نگهداری می‌کند. سامانه باید بخشی از یک زیست‌بوم بزرگ‌تر داده‌ای باشد.

نسل تازه دولت دیجیتال فقط به سامانه‌های بیشتر نیاز ندارد؛ به سامانه‌هایی نیاز دارد که بتوانند داده معتبر را در چارچوب مشخص، امن و استاندارد با یکدیگر مبادله کنند.

از دیجیتالی‌کردن خدمت تا حکمرانی داده

در نسل اولیه دولت الکترونیکی، موفقیت معمولاً با شاخص‌هایی مانند تعداد خدمات الکترونیکی، کاهش مراجعه حضوری یا ایجاد پنجره‌های خدمات سنجیده می‌شد.
اما سؤال مهم‌تری وجود دارد: داده‌ای که هنگام ارائه این خدمات تولید می‌شود چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟
برای مثال، اگر اطلاعات هویتی یک فرد قبلاً در پایگاه رسمی ثبت احوال موجود باشد، آیا هر دستگاه باید دوباره همان اطلاعات را از شهروند دریافت کند؟ اگر نشانی، مشخصات شرکت، مجوز کسب‌وکار یا تقسیمات کشوری در یک پایگاه مرجع وجود داشته باشد، آیا سامانه دیگری باید نسخه مستقلی از همان اطلاعات ایجاد کند؟
قانون مدیریت داده‌ها و اطلاعات ملی تلاش می‌کند برای چنین پرسش‌هایی یک چارچوب مشترک ایجاد کند. ماده ۲ قانون، سیاست‌گذاری درباره تولید، نگهداری، پردازش، دسترسی، یکپارچه‌سازی، تبادل و امنیت داده‌های ملی را در قالب یک نظام واحد تعریف کرده و گسترش تبادل اطلاعات میان دستگاه‌ها را صراحتاً یکی از اهداف قانون قرار داده است.
این تغییر نگاه مهم است: مسئله دیگر صرفاً «سامانه» نیست؛ مسئله «سرنوشت داده در سراسر دولت» است.

پایگاه اطلاعات پایه؛ یک منبع مرجع به‌جای نسخه‌های متعدد

یکی از مهم‌ترین مفاهیم قانون، «پایگاه داده‌ها و اطلاعات پایه» است.
قانون این عنوان را برای پایگاه‌هایی به کار می‌برد که ارائه خدمات الکترونیکی و اجرای فرایندهای هوشمند به اطلاعات آنها وابسته است. ماده ۱۰ نیز متولیان مجموعه‌ای از این پایگاه‌ها را مشخص کرده است؛ از پایگاه هویت اشخاص حقیقی و حقوقی گرفته تا نشانی مکان‌محور، تقسیمات کشوری، املاک و اسکان، اطلاعات مالیاتی، مجوزهای کسب‌وکار و آمار کشور.
این ساختار از نظر معماری سامانه اهمیت زیادی دارد.
اگر برای یک داده مشخص، منبع رسمی و متولی قانونی تعیین شده باشد، سامانه‌های دیگر باید تا جای ممکن به‌جای ایجاد نسخه مستقل و غیرقابل‌اطمینان از آن داده، از منبع مرجع استفاده کنند.
این همان اصلی است که در معماری داده با مفاهیمی مانند Authoritative source یا Source of truth شناخته می‌شود: برای یک واقعیت مشخص، باید معلوم باشد کدام منبع مسئول نگهداری نسخه معتبر آن است.

تبادل داده دیگر یک قابلیت جانبی نیست

تا چند سال قبل، اتصال یک سامانه دولتی به سامانه دستگاه دیگر می‌توانست یک قابلیت تکمیلی تلقی شود؛ قابلیتی که در صورت نیاز بعداً به سیستم اضافه شود.
چارچوب جدید چنین نگاهی را دشوارتر می‌کند.
ماده ۷ قانون، تبادل داده میان دستگاه‌های مشمول و همچنین تبادل با دستگاه‌های اجرایی یا کسب‌وکارها را با رعایت الزامات حفاظتی و امنیتی بر عهده «مرکز ملی تبادل اطلاعات» قرار داده است. قانون حتی امکان ایجاد مراکز تبادل موضوعی یا منطقه‌ای را نیز تحت نظارت این مرکز پیش‌بینی کرده است.
از منظر طراحی نرم‌افزار، معنای این حکم مهم است: تعامل‌پذیری باید از همان مراحل طراحی سامانه دیده شود، نه اینکه پس از تکمیل نرم‌افزار، درباره نحوه اتصال آن به سایر سامانه‌ها تصمیم گرفته شود.
در چنین مدلی، طراح باید از ابتدا بداند چه داده‌هایی در داخل سامانه تولید می‌شوند، مرجع رسمی هر داده کدام دستگاه است، چه داده‌هایی باید از منابع دیگر دریافت شوند، چه اطلاعاتی ممکن است در اختیار سایر دستگاه‌ها قرار گیرد و سطوح دسترسی و ثبت سوابق این تبادل چگونه مدیریت خواهد شد.
به بیان ساده، API و تبادل اطلاعات دیگر صرفاً مسئله تیم فنی نیست؛ بخشی از معماری خدمت عمومی است.

برنامه هفتم یک قدم جلوتر می‌رود

اهمیت قانون مدیریت داده‌ها زمانی روشن‌تر می‌شود که آن را در کنار برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت ببینیم.

ماده ۱۰۷ برنامه هفتم که به «هوشمندسازی و دولت الکترونیک» اختصاص دارد، دستگاه‌های اجرایی را موظف کرده اقدامات این حوزه را با رعایت مواد ۷ و ۱۰ قانون مدیریت داده‌ها و اطلاعات ملی انجام دهند.

دو حکم این ماده برای معماری سامانه‌ها به‌ویژه قابل‌توجه است.

متولیان پایگاه‌های اطلاعات پایه موظف شده‌اند پایگاه‌های خود را تکمیل کنند و از ابتدای سال دوم برنامه، تبادل داده و پاسخ به استعلام سایر دستگاه‌ها و کسب‌وکارها را به‌صورت کاملاً آنی و برخط انجام دهند.

دستگاه‌های اجرایی باید از دریافت دستی مدارک و مستنداتی که اطلاعات آنها در پایگاه‌های پایه موضوع ماده ۱۰ وجود دارد، خودداری کنند.

این حکم از نظر تجربه کاربر بسیار مهم‌تر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. اگر دستگاهی اطلاعاتی را از طریق منبع معتبر در اختیار دارد، شهروند نباید نقش «واسط انتقال داده بین دو سامانه دولتی» را بازی کند.

وقتی اطلاعات در یک پایگاه رسمی و قابل‌استعلام وجود دارد، هدف دولت هوشمند این نیست که شهروند همان اطلاعات را دوباره بارگذاری کند؛ سامانه‌ها باید بتوانند در چارچوب قانونی با یکدیگر صحبت کنند.

طراحی فرم‌ها نیز تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد

تأثیر این تحول فقط در لایه دیتابیس و API نیست. حتی طراحی ساده یک فرم خدمات دولتی می‌تواند تغییر کند.
در مدل سنتی، یک فرم می‌تواند ده‌ها فیلد داشته باشد: مشخصات هویتی، نشانی، اطلاعات سازمان، منطقه جغرافیایی و انواع مدارکی که کاربر باید دوباره وارد یا بارگذاری کند.
در مدل مبتنی بر داده‌های مرجع، بخشی از این اطلاعات می‌تواند پس از احراز هویت یا دریافت شناسه مناسب از منابع رسمی تکمیل یا راستی‌آزمایی شود.
در نتیجه کیفیت معماری داده مستقیماً بر تجربه کاربری تأثیر می‌گذارد.
سامانه‌ای که پشت صحنه تعامل‌پذیر باشد، در سمت کاربر نیز می‌تواند ساده‌تر شود.

تکثیر داده، مسئله‌ای فراتر از فضای ذخیره‌سازی

نگهداری چند نسخه از یک داده صرفاً هدررفت فضای دیتابیس نیست.
فرض کنیم اطلاعات تقسیمات کشوری در چند سامانه جداگانه ذخیره شده باشد. اگر ساختار تقسیمات تغییر کند، باید همه نسخه‌ها به‌روز شوند. کافی است یکی از آنها به‌روزرسانی نشود تا دو سامانه دولتی درباره یک واقعیت واحد پاسخ متفاوتی داشته باشند.
همین مسئله درباره نشانی، هویت، مجوز، مشخصات سازمان‌ها و بسیاری داده‌های دیگر نیز وجود دارد.
بنابراین یکی از پیامدهای معماری مبتنی بر پایگاه‌های مرجع، کاهش نسخه‌های مستقل و تعیین مسئولیت روشن برای نگهداری داده است.
این موضوع با ماده ۵ قانون نیز ارتباط دارد؛ دستگاه‌های مسئول تولید، نگهداری یا پردازش داده مکلف شده‌اند وظایفی مانند تکمیل، به‌روزرسانی، تبادل و صیانت از داده را براساس سیاست‌ها و نظامات مربوط اجرا کنند.

تعامل‌پذیری به معنای دسترسی آزاد به همه داده‌ها نیست

ماده ۴ دسترسی و تبادل داده‌های ملی را منوط به سطوح دسترسی تعیین‌شده کرده و ماده ۶ نیز مسئولیت اعمال تدابیر حفاظتی، امنیتی و حفظ محرمانگی اطلاعات اشخاص را متوجه دستگاه‌ها و ارائه‌دهندگان مسئول تولید، نگهداری یا پردازش داده می‌کند.
در نتیجه طراحی یک سامانه تعامل‌پذیر باید دست‌کم سه سؤال را هم‌زمان پاسخ دهد:

چه داده‌ای لازم است؟

چه کسی مجاز به دریافت آن است؟

این دسترسی چگونه ثبت، کنترل و ایمن می‌شود؟

هرچه تبادل داده گسترده‌تر شود، اهمیت مدیریت هویت، کنترل سطح دسترسی، ثبت لاگ، امنیت API، ردیابی درخواست‌ها و مدیریت چرخه عمر داده نیز بیشتر خواهد شد.

یکپارچگی داده الزاماً به معنای یک سامانه بزرگ نیست

از متن این قانون، الزام به ساخت یک ابرسامانه واحد برداشت نمی‌شود.
قانون درباره حکمرانی، تعامل‌پذیری، امنیت و تبادل داده صحبت می‌کند؛ نه اینکه همه دستگاه‌ها باید یک نرم‌افزار، یک دیتابیس یا یک معماری فنی داشته باشند.
در واقع ممکن است چندین سامانه مستقل وجود داشته باشند، اما از منابع داده مشترک استفاده کنند، استانداردهای مشخصی برای تبادل داشته باشند و از طریق API و زیرساخت‌های ملی به یکدیگر متصل شوند.
از این منظر، یکپارچگی واقعی بیشتر از آنکه به تعداد نرم‌افزارها مربوط باشد، به جریان صحیح و کنترل‌شده داده بین آنها وابسته است.

این تغییر برای سامانه‌های مدیریت محلی چه معنایی دارد؟

موضوع در مدیریت استانی و روستایی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ زیرا بسیاری از فرایندهای محلی ذاتاً به داده‌هایی وابسته‌اند که متولی آنها سازمان دیگری است.
اطلاعات هویتی، تقسیمات کشوری، نشانی مکان‌محور، اطلاعات آماری، مجوزها، املاک و برخی اطلاعات مالی یا سازمانی می‌توانند در فرایندهای مختلف مورد نیاز باشند. حتی خود «پایگاه اطلاعات تقسیمات کشوری» در ماده ۱۰ قانون، با مسئولیت وزارت کشور در فهرست پایگاه‌های اطلاعات پایه قرار گرفته است.
بنابراین مسیر طبیعی بلوغ سامانه‌های مدیریت محلی این نیست که همه اطلاعات کشور را در پایگاه‌های اختصاصی خود تکرار کنند.
سامانه تخصصی باید مالک داده‌هایی باشد که در حوزه مأموریت خودش تولید می‌شوند و برای اطلاعات مرجع سایر حوزه‌ها، امکان تعامل با منابع معتبر را داشته باشد.
این تفکیک در آینده اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد؛ مخصوصاً زمانی که تحلیل‌های استانی و ملی قرار است داده‌های چند سامانه را در کنار هم قرار دهند.

هوش مصنوعی نیز بدون این زیرساخت محدود می‌ماند

این موضوع یک پیامد مهم دیگر نیز دارد.
هوش مصنوعی، تحلیل پیشرفته و خدمات پیش‌بینی‌کننده زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کنند که به داده‌های معتبر، ساخت‌یافته و به‌روز دسترسی داشته باشند.
اگر هر سامانه نسخه متفاوتی از یک واقعیت نگهداری کند، مسئله فقط کیفیت گزارش‌های سنتی نیست؛ سیستم‌های تحلیلی و هوشمند نیز بر پایه داده‌های متناقض تصمیم خواهند گرفت.
به همین دلیل، مسیر دولت هوشمند از «افزودن هوش مصنوعی» آغاز نمی‌شود. بخشی از آن از کارهای بنیادی مانند تعیین متولی داده، استانداردسازی، تعامل‌پذیری، امنیت و بروزرسانی منابع اطلاعاتی می‌گذرد.
در نقشه راه دولت هوشمند نیز «حکمرانی داده‌مبنا» به‌عنوان مجموعه‌ای از سازوکارهای مدیریتی، فناورانه و حقوقی برای به‌کارگیری داده در تصمیم‌گیری، ارزیابی سیاست‌ها، کاهش زمینه‌های فساد و طراحی خدمات شهروند‌محور تعریف شده است.

گفتگو با داده

یک قانون، چند تغییر معماری

اگر بخواهیم اثر این چارچوب حقوقی را به زبان طراحی سامانه خلاصه کنیم، تغییر اصلی را می‌توان در چند حرکت دید: از جمع‌آوری دوباره اطلاعات به استفاده از منابع مرجع، از اتصال موردی سامانه‌ها به تعامل‌پذیری طراحی‌شده از ابتدا، از کپی‌کردن داده به تعیین متولی داده، از تبادل فایل به استعلام برخط، و از دسترسی گسترده به دسترسی کنترل‌شده براساس مأموریت و سطح مجاز.

قانون مدیریت داده‌ها و اطلاعات ملی در ایران؛ قواعد تازه طراحی سامانه‌های دولتی | تدبیرنگر

هیچ‌کدام از این اصول به‌تنهایی معماری فنی مشخصی مانند Microservices، SOA یا Monolith را تجویز نمی‌کنند. انتخاب معماری همچنان به اندازه سامانه، مأموریت، حجم تراکنش، تیم توسعه، الزامات امنیتی و بسیاری عوامل دیگر بستگی دارد.
اما قانون یک محدودیت مهم ایجاد می‌کند: سامانه دولتی آینده را دیگر نمی‌توان بدون فکر کردن به جایگاه آن در شبکه داده‌ای دولت طراحی کرد.

از «سامانه من» به «داده مشترک حکمرانی»

شاید مهم‌ترین تحول قانون مدیریت داده‌ها و اطلاعات ملی همین تغییر زاویه نگاه باشد.
در گذشته امکان داشت هر دستگاه سامانه خود را یک قلمرو تقریباً مستقل بداند: فرایند خودش، پایگاه داده خودش و داده‌های خودش.
در معماری دولت هوشمند، این مرز همچنان برای مسئولیت، امنیت و مأموریت سازمانی ضروری است؛ اما نمی‌تواند مانع جریان قانونی و کنترل‌شده اطلاعات شود.
سامانه‌های نسل بعد باید هم تخصصی باشند و هم تعامل‌پذیر؛ هم مسئول داده‌های خود باشند و هم بتوانند از داده معتبر دیگر دستگاه‌ها استفاده کنند؛ هم جریان اطلاعات را تسهیل کنند و هم محدودیت‌های امنیتی و محرمانگی را رعایت کنند.
قانون مدیریت داده‌ها و اطلاعات ملی را از این منظر می‌توان بیش از یک قانون مربوط به دیتابیس و تبادل اطلاعات دانست. این قانون بخشی از قواعد معماری دولت دیجیتال ایران را تعریف می‌کند؛ قواعدی که با اجرای برنامه هفتم، اثر آنها بر طراحی خدمات و سامانه‌های دولتی بیش از گذشته دیده خواهد شد.

قانون مدیریت داده‌ها و اطلاعات ملی در ایران؛ قواعد تازه طراحی سامانه‌های دولتی | تدبیرنگر

شرکت دانش‌بنیان تدبیرنگر، توسعه‌دهنده راهکارهای هوشمند، سامانه‌های اتوماسیون و خدمات یکپارچه دیجیتال در مسیر تحول و توانمندسازی سازمانی کارآمد.

آدرس

ارومیه – خیابان برق از سمت بلوار شهید بهشتی، کوچه ۳، پلاک ۱۲

ایمیل

hello@tadbirnegar.ir
tadbirnegar.com@gmail.com

شماره تلفن

۰۴۴۳۳۴۴۴۴۴۶

 

پیام بگذارید